دلم برات تنگیده
آوای من ، صبح تو خواب بودی که من اومدم سر کار . آرام و بی صدا اومدم مبادا که بیدار بشی. دلم برات خیلی تنگ شده و دارم فکر میکنم آیا کار درستی میکنم که میذارمت پیش مادر جونت و میام سر کار.
مطمئنم که بزرگتر بشی حتما میفهمی که این کارها همه بخاطر خودت بود. برای آینده بهتر.
خیلی دوستت دارم عزیزکم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلم برات تنگیده
